SiGar O CgAr O 30gAr - جامعه مجازی سپیدار چت

SiGar O CgAr O 30gAr

اگه کثافت رو با خودکار معطر بنویسی هم<br /> .. [درباره]

پرچـــــــــــم بعضیـــــاااا با ( لـــــــــاس ) هه

نوای گروه

کاربران گروه

نمایش همه
کاربر گروه کاربر گروه کاربر گروه کاربر گروه کاربر گروه کاربر گروه کاربر گروه کاربر گروه کاربر گروه

مدیران گروه

آخرین بازدید کنندگان

اطلاعات گروه

نام گروه SiGar O CgAr O 30gAr
دسترسی گروه گروه عمومی
پست ها 2049 پست
تعداد کاربر 21 کاربر
وضعیت شما عضو نیستید

جستجو در گروه

جستجو تنها برای گروه های vip فعال است.
 

SiGar O CgAr O 30gAr

گروه عمومی · 21 کاربر · 2049 پست
مهدیـــــــس بانــــو
مهدیـــــــس بانــــو  
مطمئنم اگه بجای سبد کالا، سبد بلا میدادن.

الان چندتا به ما تعلق گرفته بود...
مطمئنم اگه بجای سبد کالا، سبد بلا میدادن.

الان چندتا به ما تعلق گرفته بود...
مطمئنم اگه بجای سبد کالا، سبد بلا میدادن.

الان چندتا به ما تعلق گرفته بود...
(با جنبه سپیدار) دیدگاه · 1392/11/29 - 13:43 tandis_tandis ·
 امضا: بعضــــیــــا رو بــــــاید دکــــــــــ کــــــرد نــــــه درکــــــــــ !!
دلـــسایی √ ....... ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ღ MarYaMiii ღ ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
دلـــسایی √ ....... ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ღ MarYaMiii ღ ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ  
غضنفر نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنند!
غضنفر نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنند!
غضنفر نميتوانند با 110 تماس بگيرند .چون كليد 11 رو روي تلفن پيدا نميكنند!
 امضا: من و ڪوבڪـــ בرونمــ و اون روے سگمــ و ڪرمــ בرونمــ , با ھمـ یھ خانواבه ایمــ ..
دلـــسایی √ ....... ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ღ MarYaMiii ღ ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
دلـــسایی √ ....... ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ღ MarYaMiii ღ ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ  
يه روز غضنفر ميره مغازه لوازم خونگي چشش ميافته به فلاسك ميپرسه آقا اون چيه؟ مغازه دار ميگه اون فلاسكه ميپرسه كارش چيه ميگه هر چيز سردي رو بزاري تو ش سرد نگه ميداره هر چيز گرم هم بذاري توش گرم نگه ميداره مرده خوشحال ميشه و يكي ميخره فردا كه ميره اداره باخودش ميبره رييسش وقتي فلاسكو ميبينه ميگه ببينم چي تو اون فلاسكت داري؟ ميگه اقاي رييس 2 تا الاسكا دارم با 3 تا فنجون قهوه
يه روز غضنفر ميره مغازه لوازم خونگي چشش ميافته به فلاسك ميپرسه آقا اون چيه؟ مغازه دار ميگه اون فلاسكه ميپرسه كارش چيه ميگه هر چيز سردي رو بزاري تو ش سرد نگه ميداره هر چيز گرم هم بذاري توش گرم نگه ميداره مرده خوشحال ميشه و يكي ميخره فردا كه ميره اداره باخودش ميبره رييسش وقتي فلاسكو ميبينه ميگه ببينم چي تو اون فلاسكت داري؟ ميگه اقاي رييس 2 تا الاسكا دارم با 3 تا فنجون قهوه
يه روز غضنفر ميره مغازه لوازم خونگي چشش ميافته به فلاسك ميپرسه آقا اون چيه؟ مغازه دار ميگه اون فلاسكه ميپرسه كارش چيه ميگه هر چيز سردي رو بزاري تو ش سرد نگه ميداره هر چيز گرم هم بذاري توش گرم نگه ميداره مرده خوشحال ميشه و يكي ميخره فردا كه ميره اداره باخودش ميبره رييسش وقتي فلاسكو ميبينه ميگه ببينم چي تو اون فلاسكت داري؟ ميگه اقاي رييس 2 تا الاسكا دارم با 3 تا فنجون قهوه
 امضا: من و ڪوבڪـــ בرونمــ و اون روے سگمــ و ڪرمــ בرونمــ , با ھمـ یھ خانواבه ایمــ ..
دلـــسایی √ ....... ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ღ MarYaMiii ღ ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
دلـــسایی √ ....... ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ღ MarYaMiii ღ ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ  
پسر خسیسه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن ! ه
پسر خسیسه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن ! ه
پسر خسیسه به باباش میگه : بابا چرا ما مثل بقیه با کشتی سفر نمیکنیم ؟ بابا میگه : خفه شو شناتو بکن ! ه
 امضا: من و ڪوבڪـــ בرونمــ و اون روے سگمــ و ڪرمــ בرونمــ , با ھمـ یھ خانواבه ایمــ ..
دلـــسایی √ ....... ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ღ MarYaMiii ღ ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ
دلـــسایی √ ....... ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ ღ MarYaMiii ღ ᶫᵒᵛᵉᵧₒᵤ  
3 دیدگاه · 1392/09/23 - 02:48 tandis_tandis ·
1
و 1 لایک دیگر
 امضا: من و ڪوבڪـــ בرونمــ و اون روے سگمــ و ڪرمــ בرونمــ , با ھمـ یھ خانواבه ایمــ ..
1980
1980  
به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم...!!!
به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم...!!!
به سلامتی پدری که نمی توانم را در چشمانش زیاد دیدیم ولی از زبانش هرگز نشنیدم...!!!
دیدگاه · 1392/08/30 - 23:30 tandis_tandis ·
2
و 2 لایک دیگر
 امضا: زندگــے یہ بــازیـہ . . . انتخــاب بـا توئـہ ڪہ [بـازیڪـטּ بــاشـے] یـا [اَسـبـ..
1980
1980  
بس کن سآعت.... دیگر خسته شده ام.... آره مَن کم آورده ام.... خودم میدآنم که نیست... اینقدر بآ بودنت نبودنش رآ به رُخَم نکش!
بس کن سآعت.... دیگر خسته شده ام.... آره مَن کم آورده ام.... خودم میدآنم که نیست... اینقدر بآ بودنت نبودنش رآ به رُخَم نکش!
بس کن سآعت.... دیگر خسته شده ام.... آره مَن کم آورده ام.... خودم میدآنم که نیست... اینقدر بآ بودنت نبودنش رآ به رُخَم نکش!
دیدگاه · 1392/08/30 - 23:28 tandis_tandis ·
2
و 2 لایک دیگر
 امضا: زندگــے یہ بــازیـہ . . . انتخــاب بـا توئـہ ڪہ [بـازیڪـטּ بــاشـے] یـا [اَسـبـ..
1980
1980  
خدا الان دقیقا داری چکار میکنی باهام? من که سر در نمیارم, این همه گره تو کارم, این همه سنگ جلو پام, خودت خسته نشدی? دلم خیلی ازت گرفته ول کن جون من, تمومش کن, دم شما گرم.
خدا الان دقیقا داری چکار میکنی باهام? من که سر در نمیارم, این همه گره تو کارم, این همه سنگ جلو پام, خودت خسته نشدی? دلم خیلی ازت گرفته ول کن جون من, تمومش کن, دم شما گرم.
خدا الان دقیقا داری چکار میکنی باهام? من که سر در نمیارم, این همه گره تو کارم, این همه سنگ جلو پام, خودت خسته نشدی? دلم خیلی ازت گرفته ول کن جون من, تمومش کن, دم شما گرم.
 امضا: زندگــے یہ بــازیـہ . . . انتخــاب بـا توئـہ ڪہ [بـازیڪـטּ بــاشـے] یـا [اَسـبـ..
1980
1980  
لحظات را گذراندیم به امید اینکه به خوشبختی برسیم، اما افسوس خوشبختی همان لحظاتی بود که گذشت
لحظات را گذراندیم به امید اینکه به خوشبختی برسیم، اما افسوس خوشبختی همان لحظاتی بود که گذشت
لحظات را گذراندیم به امید اینکه به خوشبختی برسیم، اما افسوس خوشبختی همان لحظاتی بود که گذشت
دیدگاه · 1392/08/30 - 23:27 tandis_tandis ·
1
و 1 لایک دیگر
 امضا: زندگــے یہ بــازیـہ . . . انتخــاب بـا توئـہ ڪہ [بـازیڪـטּ بــاشـے] یـا [اَسـبـ..
1980
1980  
از خدا پرسیدم خدایا چه چیزی تورا ناراحت میکند خداوندفرمود هر وقت بنده ای با من سخن میگوید چنان به حرف های او گوش میدهم که گویی به جز او بنده ای ندارم ولی چنان سخن میگوید انگار من خدای همه هستم الا او.
از خدا پرسیدم خدایا چه چیزی تورا ناراحت میکند خداوندفرمود هر وقت بنده ای با من سخن میگوید چنان به حرف های او گوش میدهم که گویی به جز او بنده ای ندارم ولی چنان سخن میگوید انگار من خدای همه هستم الا او.
از خدا پرسیدم خدایا چه چیزی تورا ناراحت میکند خداوندفرمود هر وقت بنده ای با من سخن میگوید چنان به حرف های او گوش میدهم که گویی به جز او بنده ای ندارم ولی چنان سخن میگوید انگار من خدای همه هستم الا او.
دیدگاه · 1392/08/30 - 23:26 tandis_tandis ·
1
و 1 لایک دیگر
 امضا: زندگــے یہ بــازیـہ . . . انتخــاب بـا توئـہ ڪہ [بـازیڪـטּ بــاشـے] یـا [اَسـبـ..
1980
1980  
وقتی باهام بود میگفت؛ نترس من باهاتم این اواخر که میدونست میخواد بره میگفت نترس تنهایی که ترس نداره
وقتی باهام بود میگفت؛ نترس من باهاتم این اواخر که میدونست میخواد بره میگفت نترس تنهایی که ترس نداره
وقتی باهام بود میگفت؛ نترس من باهاتم این اواخر که میدونست میخواد بره میگفت نترس تنهایی که ترس نداره
دیدگاه · 1392/08/30 - 23:25 tandis_tandis ·
1
و 1 لایک دیگر
 امضا: زندگــے یہ بــازیـہ . . . انتخــاب بـا توئـہ ڪہ [بـازیڪـטּ بــاشـے] یـا [اَسـبـ..
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 انتها