nafas27 - جامعه مجازی سپیدار چت

︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───

عجله نکن میشناسی منو [درباره]
موزیک پروفایل


مشخصات

موارد دیگر
نام︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
هواداران8 هوادار
0.05 ميانگين
زن
4سال
80 پست
249 ديدگاه
369 امتياز
شاد و سرحال
1393-07-27
زن-

اطلاعات تکمیلی

 
بازدیدها: 1899
شناسه: 906

دنبال کنندگان

همه
دنبال کنندگان دنبال کنندگان دنبال کنندگان دنبال کنندگان دنبال کنندگان دنبال کنندگان دنبال کنندگان دنبال کنندگان دنبال کنندگان دنبال کنندگان

هم استانی

تصاویر کاربران تصاویر کاربران تصاویر کاربران تصاویر کاربران تصاویر کاربران تصاویر کاربران تصاویر کاربران تصاویر کاربران تصاویر کاربران تصاویر کاربران

حالت من

افتخارات کسب شده
کارش درسته

کیت ابزار سپیدار



︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]

تنهاییییییییییییییییییییییییییییییییی خر است
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]

تنهاییییییییییییییییییییییییییییییییی خر است
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]

تنهاییییییییییییییییییییییییییییییییی خر است
(با معرفت سپیدار) 13 دیدگاه · 1393/10/17 - 22:15 ·
2
و 2 لایک دیگر
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
(با معرفت سپیدار) دیدگاه · 1393/10/17 - 22:08 ·
1
و 1 لایک دیگر
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
(با معرفت سپیدار) دیدگاه · 1393/10/17 - 22:01 ·
1
و 1 لایک دیگر
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد] @aloshe73
(با معرفت سپیدار) 9 دیدگاه · 1393/10/16 - 21:05 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
(با معرفت سپیدار) 4 دیدگاه · 1393/10/16 - 21:03 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[...بعضیاااا...]

!!..از دور خیلی میدرخشند..!!

*..ولی تا نزدیکشون میشی..*

!!..میبینی که خرده شیشه های درونشون بوده..!!
[...بعضیاااا...]

!!..از دور خیلی میدرخشند..!!

*..ولی تا نزدیکشون میشی..*

!!..میبینی که خرده شیشه های درونشون بوده..!!
[...بعضیاااا...]

!!..از دور خیلی میدرخشند..!!

*..ولی تا نزدیکشون میشی..*

!!..میبینی که خرده شیشه های درونشون بوده..!!
(با معرفت سپیدار) دیدگاه · 1393/10/16 - 21:02 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
ﯼ ﻧﻔﺮ ﺏ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ:

400 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺍﺭﯼ، ﺑﺪﯼ ؟؟

ﺩﻭﺳﺘﺶ ﮔﻔﺖ : شب ﺑﯿﺎ کافی شاپ

شد

ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺩﯾﺪ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺩﺭ نیست !!!

ﺭﻓﺖ آپ ﺩﯾﺪ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ

ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...

ﭼﺮﺍ ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ کردی ؟؟؟

ﮔﻔﺖ نکردم ،

ﺍﯾﻨﻢ ، بگیر

سلامَــــــــــــــــــــتے هر چے
ﯼ ﻧﻔﺮ ﺏ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ:

400 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺍﺭﯼ، ﺑﺪﯼ ؟؟

ﺩﻭﺳﺘﺶ ﮔﻔﺖ : شب ﺑﯿﺎ کافی شاپ

شد

ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺩﯾﺪ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺩﺭ نیست !!!

ﺭﻓﺖ آپ ﺩﯾﺪ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ

ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...

ﭼﺮﺍ ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ کردی ؟؟؟

ﮔﻔﺖ نکردم ،

ﺍﯾﻨﻢ ، بگیر

سلامَــــــــــــــــــــتے هر چے
ﯼ ﻧﻔﺮ ﺏ ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﮔﻔﺖ:

400 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺩﺍﺭﻡ ﺩﺍﺭﯼ، ﺑﺪﯼ ؟؟

ﺩﻭﺳﺘﺶ ﮔﻔﺖ : شب ﺑﯿﺎ کافی شاپ

شد

ﺯﻧﮓ ﺯﺩ ﺩﯾﺪ ﮔﻮﺷﯿﺶ ﺩﺭ نیست !!!

ﺭﻓﺖ آپ ﺩﯾﺪ ﺍﻭﻧﺠﺎﺳﺖ

ﮔﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﻧﺪﺍﺭﯼ ﺑﮕﻮ ﻧﺪﺍﺭﻡ ...

ﭼﺮﺍ ﮔﻮﺷﯿﺘﻮ کردی ؟؟؟

ﮔﻔﺖ نکردم ،

ﺍﯾﻨﻢ ، بگیر

سلامَــــــــــــــــــــتے هر چے
(با معرفت سپیدار) دیدگاه · 1393/10/16 - 21:00 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
(با معرفت سپیدار) دیدگاه · 1393/10/16 - 20:59 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
نه کسی منتظر است…
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه…
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه
نه کسی منتظر است…
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه…
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه
نه کسی منتظر است…
نه کسی چشم به راه…
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه…
بین عاشق شدن و مرگ مگر فرقی هست؟
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه
(با معرفت سپیدار) دیدگاه · 1393/10/16 - 20:56 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺑﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻦ
ﺩﯾﻮﻧﻪ
ﻏﻠﻂ ﮐﺮﺩﯼ
ﺑﯿﺸﻮﺭ
ﺧﻞ ﻭ ﭼﻞ
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺪ ﻣﯿﺸﻦ :
ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﯼ
ﻧﺨﯿﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺤﺘﺮﻡ
ﻫﺮ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﻠﺘﻮﻧﻪ ﺧﺎﻧﻢ
ﮐﻼ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﻥ ﭘﺎﮎ ﻫﻤﻪ ﺻﻠﻮﺍﺕ !
ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺑﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻦ
ﺩﯾﻮﻧﻪ
ﻏﻠﻂ ﮐﺮﺩﯼ
ﺑﯿﺸﻮﺭ
ﺧﻞ ﻭ ﭼﻞ
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺪ ﻣﯿﺸﻦ :
ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﯼ
ﻧﺨﯿﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺤﺘﺮﻡ
ﻫﺮ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﻠﺘﻮﻧﻪ ﺧﺎﻧﻢ
ﮐﻼ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﻥ ﭘﺎﮎ ﻫﻤﻪ ﺻﻠﻮﺍﺕ !
ﺩﻗﺖ ﮐﺮﺩﯾﻦ ﭘﺴﺮﻫﺎ ﻭ ﺩﺧﺘﺮﻫﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺧﻮﺑﻦ ﺑﻪ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻦ
ﺩﯾﻮﻧﻪ
ﻏﻠﻂ ﮐﺮﺩﯼ
ﺑﯿﺸﻮﺭ
ﺧﻞ ﻭ ﭼﻞ
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎﻫﻢ ﺑﺪ ﻣﯿﺸﻦ :
ﺷﻤﺎ ﺧﻮﺩﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩﯼ
ﻧﺨﯿﺮ ﺁﻗﺎﯼ ﻣﺤﺘﺮﻡ
ﻫﺮ ﻃﻮﺭ ﻣﯿﻠﺘﻮﻧﻪ ﺧﺎﻧﻢ
ﮐﻼ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﻥ ﭘﺎﮎ ﻫﻤﻪ ﺻﻠﻮﺍﺕ !
(با معرفت سپیدار) 6 دیدگاه · 1393/10/16 - 20:54 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
(با معرفت سپیدار) 11 دیدگاه · 1393/10/16 - 20:51 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.
شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود
و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد …
در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید : چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته…؟!
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه …
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟!
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…!
مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.
شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود
و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد …
در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید : چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته…؟!
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه …
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟!
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…!
مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!
زن نصف شب از خواب بیدار شد و دید که شوهرش در رختخواب نیست و به دنبال او گشت.
شوهرش را در حالی که توی آشپزخانه نشسته بود و به دیوار زل زده بود و در فکری عمیق فرو رفته بود
و اشک‌هایش را پاک می‌‌کرد و فنجانی قهوه‌ می‌‌نوشید پیدا کرد …
در حالی‌ که داخل آشپزخانه می‌‌شد پرسید : چی‌ شده عزیزم این موقع شب اینجا نشستی؟!
شوهرش نگاهش را از دیوار برداشت و گفت:هیچی‌ فقط اون وقتها رو به یاد میارم، ۲۰ سال پیش که تازه همدیگرو ملاقات کرده بودیم ، یادته…؟!
زن که حسابی‌ تحت تاثیر قرار گرفته بود، چشم‌هایش پر از اشک شد و گفت : آره یادمه …
شوهرش ادامه داد : یادته پدرت که فکر می کردیم مسافرته ما رو توی اتاقت غافلگیر کرد ؟!
زن در حالی‌ که روی صندلی‌ کنار شوهرش می نشست گفت : آره یادمه، انگار دیروز بود!
مرد بغضش را قورت داد و ادامه داد : یادته پدرت تفنگ رو به سمت من نشونه گرفت و گفت: یا با دختر من ازدواج میکنی‌ یا ۲۰ سال می‌‌فرستمت زندان آب خنک بخوری ؟!
زن گفت : آره عزیزم اون هم یادمه و یک ساعت بعدش که رفتیم محضر و…!
مرد نتوانست جلوی گریه اش را بگیرد و گفت: اگه رفته بودم زندان امروز آزاد می شدم!
(با معرفت سپیدار) دیدگاه · 1393/10/16 - 20:49 ·
 امضا: نفس
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───
︻╦̵̵͇̿̿̿̿ misafan╤───  
[لينک هم فقط براي اعضا قابل مشاهده مي باشد]
(با معرفت سپیدار) دیدگاه · 1393/10/16 - 20:47 ·
 امضا: نفس
صفحات: 1 2 3 4 5 6 7 انتها